عادت می کنیم
به سلام نصفه نیمه ی هر روزه مان
به یکنواختی زندگی....
به جبر زمانه....
عادت می کنیم
برای وابسته نشدن
عادت می کنیم
به تنهایی بی هم بودن عادت می کنیم!!

.....
همین که تو اینجا کنار منی همین که کنارت نفس میکشم
همین که تو میخندی و من فقط کنار تو از غصه دس میکشم
همین که تو چشمای من زل زدی نگاهت پناه دل خستمه
نمیخوام که دنیا بهم رو کنه همین که کنار منی بسمه
من حتی به این حدشم راضیم که باشی کنارم بمونی فقط
واسه من فقط بودنت کافیه دیگه هیچی جز این نمیخوام ازت
واسه من فقط بودنت کافیه که هستی کنارم قدم میزنی
بهم حس دلداگی میدی و داری لحظه هامو رقم میزنی
من حتی به این حدشم راضیم که باشی کنارم بمونی فقط
واسه من فقط بودنت کافیه دیگه هیچی جز این نمیخوام ازت![]()
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی،زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری
با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری
رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیتها ، نامی از ما یادگاری
به عشق پاک تو سوگند می خورم آری
که بی تو می گذرد لحظه ها به دشواری
چقدر خسته و بی روح و زرد می گذرند
به پیش چشم من این روزهای تکراری
ببین چگونه زمین گیر گشته ام بی تو
ز بس می وزد از هر طرف گرفتاری
اسیر تیره شب بی پناهی و دردم
بدون تو منم و این کویر بیزار ی
بیا مرا به نسیم تبسمی دریاب
تویی که از گل و عطر بهار سرشاری
تمام باغ دلم پر شکوفه خواهد شد
اگر که سبز نگاهت مرا کند یاری
تو شاه بیت غزلهای ناب من هستی
و صادقانه بگویم قسم به چشمانت
اتفاقی نمی افتاد..!
تا این که سکوتی تمامِ وجودم را دگرگون کرد!
بی صدا آفتابی شد.. و دستِ مرا گرفت و به راهِ نوشتن کشید!
آری سکوت!
سکوتی که مشحونِ تحمل هاست..
سکوتی که از دنیا بریده است!
کاش نبود.. اما وجودِ من آن را شدیدتر می کند.
آی..! ای سکوتی که بی رحمانه مرا غرقِ محبت می کنی!
نمی خواهم.. محبت نمی خواهم!
آی صدای آشنا!... بد آمدی..چند روزی جرقه زدی رفتی.
تماشای تو وقت می خواست
گوشِ من پاسخی ندید
دلم می خواهد صدایت را بشنوم..
همین!

عکس های عاشقانه

بقیه عکسها در ادامه مطلب
حتماببینید
نظر یادتون نره
نظرات () اونی که یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر کس نمی داد
دل می گفت مقدسه عشق اون برام بسه
از نگاش نفهمیدم که دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره
گریه کردن نداره، به یه قلب بی وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چی شد
قلب اون مال کی شد اون که از من پر گرفت چی می خواستیم وچی شد
اونی که مال تو بود اگه لایق تو بود تورو تنها نمی ذاشت، با خودت جا نمی ذاشت
اونی که یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر کس نمی داد
براش بنویس دوستت دارم آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن ولی یه نوشته , به این سادگیا پاک شدنی نیست . گرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره ولی تو بنویس .. تو ... بنویس
بار خواب دیدن تو... به تمام عمر میارزد پس نگو... نگو که رویای دور از دسترس، خوش نیست...
قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولی دل دریایست...
تاب و توانش بیش از اینهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد باشد
پیداست هنوز یک شقایق نشدی زندانی زندان دقایق نشدی
وقتی که مرا از دل خود میرانی یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی
لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد دلم، دستم
باز من اندر هوای دیگری هستم
های
نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ
های
نپریشی صفای زلفکم را دست
و آبرویم را نریزی، دل
لحظه دیدار نزدیک است



نظرات () هر چه برمن گذشت حقم بود
من از این بیشتر سزاوارم تو گناهی نداری ای زیبا
مرگ بر من که دوستت دارم

از که پنهان کنم این راز دل خسته خویش
از نسیمی که پیام اورتوست
از بهاری که مرا رسوا ساخت
از خدایی که خودش می داند
عشق وحشی تر از ان است که پنهان ماند


یک نفر سر در گریبان مانده است
عاشقی در خط پایان مانده است
پیکر سبز درخت نارون
در غروبی سرد و عریان مانده است ...

من ان لحضه با پونه ها گریه کردم .
به یاد تو ای اشنا گریه کردم .
نشستم دل را برایت سرودم. ز بخت بدم بارها گریه کردم
. تو هر چه دلت خواستی گفتی .
ولی من فقط بی صدا گریه کردم . گذشتی و حتی به رسم تعارف
نپرسیدی از من چرا گریه کردی.


ای کاش دنیا برای اشک های دل تنگی ام جایی داشت.



چه دلتنگ به انتظارت نشسته بودم وتو چه دلسنگ خاطراتم را دور ریختی!
چه عاشقانه درپیت بودم و تو چه بی رحمانه مرا از خود راندی!
چه صبورانه دوریت را تحمل کردم و تو چه ناعادلانه مرا به فراموش خانه ی دلت سپردی!
چه بی بهانه برایت نوشتم و تو چه گستاخانه اوراق عشقم را به آتش کشیدی !
چه صادقانه برایت گفتم راز عشقم را و تو چه ظالمانه آنها را نشنیده گرفتی...!
با این همه....
هنوز هم دوستت دارم!!!

یکی بود یکی نبود، اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم... !
یکی داشت و یکی نداشت، اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم....!
یکی خواست و یکی نخواست، اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم....!
یکی آورد و یکی نیاورد، اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم... !
یکی برد و یکی باخت، اونی که برد تو بودی اونی که دل به تو باخت من بودم...!
یکی گفت و یکی نگفت، اونی که گفت تو بودی اونی که هیچ وقت حرفشو نگفت من بودم.......!

نظرات () بوسه را تکرار می باید نمود انسان با ۳ بوسه تکمیل می شود :
۱. بوسه مادر: که با آن پا به عرصه خاکی میگذارد ...
۲ . بوسه عشق: که یک عمر با آن زندگی می کند...
۳. بوسه خاک: که با آن پا به عرصه ابدیت می گذارد ...
بوسه مگر چیست؟
بوسه مگر چیست فشار دو لب آنکه گناه نیست چه روز و چه شب ***********
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جانها از دولب
بوسه یعنی پر زدن , یعنی صعود

بوسه یعنی ُ وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی عشق در اعماق شب
***********
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب
*********

بوسه یعنی حس خوب طعم عشق
بوسه یعنیُ آغازی برای ما شدن
************
![]()
بوسه یعنی شادی و شور و نشاط
بوسه یعنی عشق خالی از گناه
*************
بوسه یعنی قلب تو از آن من
بوسه یعنی تو همیشه مال من
فال بوسه
برج حمل (فروردین)
بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.
برج سنبله (شهریور)
بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید
برج میزان (مهر)
آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.
برج عقرب (آبان)
شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ……چیزی می روید که پشت سر آن برسد.
برج جدی (دی)
بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.
برج دلو (بهمن)
بوسه های شما خیس است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!
برج حوت (اسفند)
بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است

اجازه هست به عشق تو، توی کوچه ها داد بزنم؟
روی پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؛
اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟
ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم؛
اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟
بهت بگم عاشقتم، دوست دارم یه عالمه؛
اجاز هست بهت بگم عشق تو توی سینمه؟
جونمو هم به پات بدم بازم برای تو کمه؛
به من بگو، بگو به من، بگو منو دوسنم داری؟
بگو که واسه هوست پا روی دلم نمی ذاری
اجاز هست نگاهتو توی خاطرم قاب بکنم؟
چشمی که بدخواهمونه به خاطرت خواب بکنم؛
اجازه فریاد بزنم توی قلبمی تا به ابد؟
بدون اگه رسوا بشم بخاطرت خوبه نبرد؛
اجازه هست کنار تو به اوج ابرهام برسم؟
دست توی دستمو برم به فردا برسم؛
اجازه هست دریا بشم، کویرو پیومنه کنم؟
تو صدف دلم بشی، من توی دلت خونه کنم؛
اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم؟
با یک نگاه بی ریا روی غمو سیاه کنم؛
اجازه هست ...
نظرات () عادت می کنیم
به سلام نصفه نیمه ی هر روزه مان
به یکنواختی زندگی....
به جبر زمانه....
عادت می کنیم
برای وابسته نشدن
عادت می کنیم
به تنهایی بی هم بودن عادت می کنیم!!

چون کودکان که به نگاهی هر چند ساده
کودکانه عاشق می شوند
من به نگاه خالی از احساست
کودکانه تر از هر کودکی عاشق شدم
بنده ی حقیرتون تو یه ظهر بهاری
تو یه جایی که همه بهش میگن((زایشگاه))
وقتی چشماشو گشود
دل رو از همه ربود!![]()

تو نگاهت یه رازی پنهونه!
من نمی بخشم اگه جای پات بی جای پام
روی جایی حک بشه!
کجاها رفته بودی؟
نگو هیچ جا!!!!!

امروز از زمین و هوا بوسه می چکد
از دست های خوب خدا بوسه می چکد
تو توی حرف های در گوشی منی
از گوشواره هام چرا بوسه میچکد؟۱
تو روی دست هام کمی مکث می کنی!
از دست هام تا به کجا بوسه می چکد!

از اینجا تا مصیبت راه دوری نیست
از اینجا تا مصیبت سنگ سنگش
ـ قصه ی تلخ جدایی ها
سر هر رهگذارش مرگ عشق و آشنایی هاست
از اینجا تا حدیث مهربانی راه دشواری ست
بیابان تا بیابانش پر از درد است
مرا سنگ صبوری نیست
بیا سنگ صبورم باش
توانم نیست
تابم نیست
بیا تاب و توانم باش

...
-------------------------,((((^`\-_______________•________•
;,,,´_____________`______´______________,,,;
'Y888888bo.._______:_____:______.od888888Y'
__8888888888b.._____:___:____.d8888888888
__88888Y'__`Y8b.____`__´___.d8Y'__`Y88888
_j88888__.db.___ Yb.___'__'___.dY__.db.__88888k
___`888__Y88Y___''`b_(?_d´'___Y88Y__888´
____888b__ _'' "_______..,',.._______"''__d888
___.j888888bd8gf."'___.....':'...___'".g8bd888888k
_____.'Y'____.8'______d'__'b______'8.___'Y'
______.!____.8'_.db__d'_;_;_`b__db__'8.__!
_________d88__`'___8_;_;__8__`'__88b
________d888b____.g8._' , '__8g.___d888b
_______::888888888Y'______'Y888888888:
_______'!_8888888_'________`8888888_!'
_________'8Y__`"Y___________Y"´__Y8'
_________'Y______________________Y'
__________!______________________!
نظرات () عشق یعنی یک سوال بی جواب
عشق یعنی آبی بی انتها
عشق یعنی حسرت شب های گرم
عشق یعنی یاد یک رویای نرم
عشق یعنی یک بیابان خاطره
عشق یعنی دیوار بدون پنجره
عشق یعنی گفتنی با گوش کر
عشق یعنی دیدنی با چشم تر
عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت
عشق یعنی آخر خط بهشت
عشق یعنی گم شدن در لحظه ها
عشق یعنی راه رفتن توی خواب
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی انتظار و انتظار وانتظار
عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی سوز نی ، آه شبان
عشق یعنی معنی رنگین کمان
عشق یعنی شاعری دل سوخته
یعنی آتشی افروخته عشق
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشق یعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنی یک تیمّم، یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی با پرستو پر زدن
عشق یعنی آب بر آذر زدن
عشق یعنی چون محمد پا به راه
عشق یعنی همچو یو سف قعر چاه
عشق یعنی بیستون کندن به دست
عشق یعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد و محنت در درون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود
عشق یعنی تو و من یعنی جنون

بوسه یعنی پرسه در اعماق عشق بوسه یعنی مستی از مشروب عشق بوسه یعنی آتش و گرمای تب بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب لذت از دیوانگی بوسه یعنی حس طعم خوب عشق طعم شیرینی به رنگ سادگی بوسه آغازی برای ما شدن لحظه ای با دلبری تنها شدن بوسه سر فصل کتاب عاشقی بوسه رمز وارد دلها شدن بوسه آتش می زند بر جسم و جان بوسه یعنی عشق من با من بمان شرم در دلدادگی بی معنی است بوسه بر می دارد این شرم از میان طعم شیرین عسل از بوسه هست پاسخ هر بوسه یک بوسه هست بوسه را تکرار میباید نمود بوسه یعنی عشق و آواز و سرود بوسه یعنی وصل جا نها از دو لب بوسه یعنی پر زدن یعنی صعود
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد این شرم از میان
طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است
بهترین هدیه پس از یک انتظار
بشنوید از من فقط یک بوسه است
بوسه را تکرار می باید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جانها از دولب
بوسه یعنی پر زدن , یعنی صعود

ز سودای تو . شبگرد کوچه های غربتم عشق من عشق من،من و صدا کن، من و از خودم رها کن تو اجاق مرده ی دل آتشی تازه به پا کن،تو من و از نو بناکن عشق من،من و صدا کن،قصم و بی انتها کن روبه روت آینه بگذار،ابدیتی بنا کن،عشق من من و صدا کن قصه ی نگفته ام من،تو بیا روایتم کن عشق من مرمتم کن،از عذابم راحتم کن ای صدای تو نهایت،راهی نهایتم کن عشق من،من و صدا کن،تو من و از نو بنا کن ره سپار قصه ها کن تو به خاکستر نگاه کن،آتشی تازه به پا کن ای بهارم،انتظارم من زمین بی بهارم،شوره زار انتظارم،شوره زارم،انتظارم چهره ی شکسته دارم،روح و جسم خسته دارم به در ویرانه ی دل،بغض قفل بسته دارم عشق من،من و صدا کن،من و از خودم رها کن تو اجاق مرده ی دل،آتشی تازه به پا کن تو من و از نو بنا کن عشق من،من و صدا کن،قصمو بی انتها کن روبه روت آینه بگذار،ابدیتی بنا کن عشق من،من و صدا کنبت پرست
پریده ام در آسمان و بر بام خانه تو
تا سر نهم به موی ریخته بر شانه تو
سنــگ زدن بعید بـود از دل رحیمـت
نمی رمـم تا بخوابم بر نرمی آشیانه تو
غنچه های نرگس بدامن گرفتی و شکفتی
مست از بوی مستانه ات گرفتم بهانه تو
اشک لــرزانم در دیده . ای بدادم رسیده
چه کرده ای که سراپا.گشته ام دیوانه تو
گذرم ز هر میکده . نی نشان ز میخانه تو
نکند به خرابی غزال توام صد دیوان غزل
خـــرابم کرد نه خراب تر از پیمانه تــو
ندیده طره ــ مشکین ــ تو بــر بــادم داد
هــم تــو جانان ــ منی هم منم جانانه ــ تو
به ساده گی ــ بارانم . چرا کافر عشقت شدم
زیارت صبح و ظهر و شامم نماز بت پرستانه تو
دارد شـــکایتی شیــدای بیـــقرار ز روزگــار
کـــی رسد دیدار ــ من به دیدار عاشقانه ــ تو 
|
||||
نظرات () ،تـنها عشق با روح انسان پـیـونـد می خورد،
،زنـدگـی بـدون عـشـق ،سـرد و مـرده اسـت،
،زنـدگـی تـوام عـشـق ،گرم و پـر خروش اسـت،
،هـر کـس کـه عشق را هـرگز نیافت زندگی هـم نکرد،
،و کسی هـم کـه عشق را یـافـت زنگی اش را ازدست داد،
،عشق شوری در نهاد ما نهاد***جان ما در بوته سودا نهاد،
،بـا عشق می توان دنیـا رو بـه انـدازه یک نفر کوچک کـرد،
،بـا عشق مـی تـوان یک نفر رو بـه اندازه دنیا بزرگ کرد،
،عشق با درد هـمـراه است، چون دگرگون می کند،
،عشق واقعی تنـهایی را به یگانگی مبدل میکند،
،عشق زیباست چون ،خدا،عشق را به ما
نظرات () ساقی بده پیمانه ای زان می که بی خویشم کند
بر حسن شور انگیز تو عاشق تر از پیشم کند

گل نیست چنین سرکش و رعنا که تویی مه نیست بدین گونه فریبا که تویی غم بر سر غم ریخته آنجا که منم دل بر سر دل ریخته آنجا که تویی آنقدر با اتش دل ساختم تا سوختم بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم تا عمر ما باشد به دنیا ما رفیقیم ترس از آن دارم بمیرم حس کنی ما نا رفیقیم دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانم همه هستی تویی فی الجمله این و آن نمی دانم به جز تو در همه عالم دگر دلبر نمی خواهم به جز تو در همه گیتی دگر جانان نمی دانم


آن قدر خوابت را دیده ام
که دیگر برایم واقعی نیستی
ذهنم پر می شود از موسیقی خیال تو .
سر بر آستان رویاهایم می کوبم
و آرزوی دیدار تو را زمزمه می کنم .
دستی از ورای خیال
دستانم را مسخ می کند
و سریرم را مسح می کشد .
دست ِ رسیده از خیال ِ تو را
دیوانه وار لمس می کنم
با لبان تکیده از نگاه ِ تو
افسوس ، که باز خواب دیده ام تو را !

رفته ای
دوستت دارم
این را هر شب
گوشزد می کنم به خودم
تا صبح فردا
روز تازه ای باشد
به این ترتیب همه چیز روبه راه می شود
فقط یک مساله ی کوچک باقی است
این که:
روزهای من تویی


نظرات ()